تبليغاتX

حســــــــــــــن زبـــــــــــــــــــل

در بخش نظرات مطلب قبلی 77 نظر درج شده که این بار اتفاق جالبی هم رخ داد وبالاخره یکی از هواداران سازمان بعد از سالها حاضر به بحث و گفتگو شد، بحث و گفتگو بدون فحاشی و تهمت.  البته خانم سمانه  معتقد است که انتثاداتی هم به سازمان دارد ولی این انتقادات باعث نشده که نقاط مثبت رانادیده بگیرد .همین امروز من ایمیلی هم از خانم سمانه دریافت کردم که متاسفانه خط آن قابل خواندن نبود ، که از ایشان درخواست دارم مجددا به شیوه ای ارسال کنند که قابل خواندن باشد ،

توجه شما بازدید کنندگان عزیز وبلاگ را به این بحث در قسمت نظرات که همه را اینجا درج کرده ام جلب میکنم ، نکاتی که مربوط به بحث نبوده و یا نکاتی که رعایت ادب و احترام در بحث نشده و نیز مطالب تبلیغی و غیره را حذف کرده ام ، از هواداران سازمان هم درخواست دارم که در این بحث نکات و نظرات خودشان را چه در قسمت نظرات و چه با ایمیل ارسال کنند و نسبت به درج آن بدون کم و کاست مطمئن باشند ........

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |
Go to fullsize image   با تشکر از همه دوستانی که پیامهای تبریک آنها را از طریق ایمیل یا در بخش نظرات دریافت کردم .

سال نو به همه مبارک و شاد و موفق باشید

این هم بخشهایی از پیامها که جهت تشکر از این دوستان  ، از نظرتان میگذرد.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |
نظرتان در باره اخراج مجاهدین از عراق چیه ؟

سایت بی بی سی  بخش فارسی این نظر سنجی را انجام داده و تا الان هشتاد نفر هم نظر دادند

شما هم از لینک زیر برای دیدن نظرات بقیه و ارسال نظر خودتان استفاده کنید

نظر سنجی بی بی سی در باره اخراج مجاهدین

نوشته شده توسط حسن زبل در |
 

نظرات شما دوستان عزیز در پست قبلی

 

 

نويسنده: شهاب

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 14:53

آخه آدم از " خدا " می پرسه کجایی ؟ این چه سوالیه ؟ هر جا باشه، ما کی هستیم که بدانیم او کجاست ؟
بیچاره برادر ! اگه اون سر معامله های بزرگ بر سر مردم ایران ننشینه و نان و آب اشرف را در نیاره ، شما اینجوری پر رو نمی شید که بپرسید کجاست. یا سراغ کارتن های پر از دلاره که بدون دادن طرح و نقشه و جزییات ... بدست نمیاد، یا داره خط حمله و راه انداختن جنگ را پیشنهاد میده ، بیچاره برادر که بیکار نیست ! شما با رقص و پایکوبی کمی مشغول شوید تا برادر ببینه که چه خاکی به سرش بریزه، بیچاره 27 ساله امروز و فردا می کنه.

 

نويسنده: علی

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 15:10

هر هر هر خندیدیم شما مزدورا دلتون میخواد بدونین برادر کجاست یه روز میگین رفته اردن یه روز میگین زندانه یه روز میگین با آمریکاییهاست کور خوندین همین شما را کشته چون مید ونین تا برادر هست رژیمتون امان نداره

 

نويسنده: امیر

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 18:42

هر هر هر بخندین بد بخت های از خود تهی. بیچاره هایی که برادر حیثیت براتون نگذاشته. اردن یا امریکا فرقی نمی کنه وقتی کسی از اوج محبوبیت به حضیض ذلت سقوط کرد، وقتی که خشم و خشونت کور و خودپرستی جای انسان دوستی و انقلابی گری و قهرمانی را گرفت، وقتی قدرت خواهی فرد را به هیولایی دغل و شیاد تبدیل کرد، وقتی حس شهوت رانی رهبر فرقه انقلاب ایدئولوژیکی نامگذاری شد، چه فرقی می کند کجا باشه ؟!!! بی شک در قلب انقلابیون و مردم قهرمان ایران نیست و بدا به حال کسی که از دل و دیده مردم رفت و سر از آنجایی که برادرتون سر در آورده سر در آورد.
و تو ای بیچاره که دلم به حالت می سوزه، این فرقه و رهبریش را نشناختی اگه تنت به تنشان خورده بود و میخواستی از حیثیت و قلب و شعور و وجدانت حراست کنی آنوقت می فهمیدی چه بلاهایی سرت می آوردند. اینجوری که بلبل زبانی می کنی پیداست که از دور دستی بر آتش داشتی و یا شاید هم آنقدر شعور و حیثیت و وجدان برایت مطرح نبوده که به زحمتشان بیارزی. در هر حال برادرت همان که عاشق " قجر " زن دوستش شد و انقلاب را به تمسخر گرفت ، از دل و جان رفته فرقی نمی کنه که دیگه کجا باشه، تو مواظب خودت باش.

 

نويسنده: علی

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 19:22

امیر آقا یواش برو ما هم بهت برسیم من به خاطر همون چیزایی که تو اسم بردی و معنی اش را نمیدونی عاشق برادرم همان که گفتی قلب و شعور و وجدان تو هم هول نشو حالا که از این حسن زباله بدبخت دفاع کردی لابد وزارت اطلاعات یه چیزی هم به تو میده نگران نباش کارت خوب بود

 

نويسنده: امیر

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 21:26

بدبخت جان علی آقا ؛ تو این برادر دغل را یا نشناختی یا خیلی خر تشریف داری.
عشق به این نابرادر سر به رسوایی میزنه. وزارت اطلاعات را چماق کردید که صدای مخالف این دجال در نیاد؟ کور خوندید. این وصله ها به ما نمی چسبه. برو فکر نان کن که خربره آبه. هیچ حیثیتی برای این وطن فروش پادو نمونده. خودتو از لجن بیرون بکش تا دیر نشده وگرنه وقتی بیدار میشی که خیلی دیره. قلب و شعور و وجدان برادرتو رو ، وقتی پای سفره رنگین صدام نشسته بود تجربه کردیم. همون صدامی که استخباراتش مواد منفجره در جیب پیراهن نوجوانان مخالفش می گذاشت و با تله کماند از راه دور منفجرشان می کرد. در حالیکه کارتن های دلار را برای برادرت می فرستاد.
همین حسن از عمق و درون این روابط بیرون اومده با گوشت و خون و پوست استخونش دجالگری این برادر تو رو تجربه کرده از دور دست بر آتش نداشته. الو الو ، بیدار شو . خودتو خراب نکن عزیز. یه ذره غیرت و شرف و عاطفه و حافظه خوب چیزیه.

 

نويسنده: حمید رضا داوودی

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 23:15

سلام بر همه مخالف و موافق بحث
من فکر میکنم که این موضعگیری فعال و جدی و علی در قبال یک مطلب طنز بدون اینکه ارزش هنری اش را درنظر بگیرد نشان میدهد که ریگی در کفش دارد .
گفتم نشان میدهد نه اینکه دارد ممکن است نداشته باشد ولی اینطور القا میشود چرا اینقدر حساسیت

 

نويسنده: نیلوفر

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 23:22

علی آقاتو خودت یه لجن آشغال هستی و خودت وبقیه مزدورها میدونین توچه لجنی گیر کردین که جسارت وشعور بیرون اومدن از اونو ندارین. شخصیت و عقل وکمال ودرایت حسن آقا برای همه ثابت شده هست و هرچه هم زوربزنی به جایی راه نمیبری.

 

نويسنده: حسام

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 23:41

علی جون ، اگه بی غرضی ، خوب دقت کن : درد و مصیبتی را که ما در درون مجاهدین تجربه کردیم برای دشمنانمون هم آرزو نمی کنیم چه رسد به تو برادر هموطن. خوشا به حالت که مجاهدین خرد و خمیر و مچاله ات نکردن. مواظب خودت باش وقتی گیرشون بیفتی مشکل در بری. بی پرنسیبی شون مرز نداره.

 

نويسنده: امیر

پنجشنبه 5 بهمن1385 ساعت: 23:48

علی آقا جون ، اگه زحمتت نمیشه یه سری به فیلم ها و مدارکی که حسن از درون فرقه بیرون آورده بزن.باور کن که اون که صدام رو می بوسه دوبل برادر نیست ، خودشه. اونکه سر میز مذاکره با استخبارات عراق نشسته دوبل برادر نیست، خود خودشه. عزیز بیشتر تعمق و تحقیق کن. نمیشه که گندکاریهای برادر رو لاپوشونی کنیم که انگ مضحک وزارت اطلاعات رو به ما نزنن. مسئله حقوق یک خلق ستمدیده ست. و آزاده گانی که در حیله مزورانه این برادر ، جان باختند. مواظب باش پاتو در لجن فرقه نگذاری.

 

نويسنده: (¯`·.سیا.·´¯)

جمعه 6 بهمن1385 ساعت: 15:15

خدا تو قلبمونه

تو دینت چی داداش ؟

کیو قبول داری ؟

میشه کشمل جوابمو بدی؟

وب سايت    پست الکترونيک

 

نويسنده: فریدون

جمعه 6 بهمن1385 ساعت: 15:17

این حسن زبل که با این وبلاگ عناصر معلوم الحال را گرد هم آورده فقط دارد آب به آسیاب جمهوری اسلامی میریزد و فقط دارد پاچه مجاهدین یعنی تنها مبارزین راستین ملت ایران را میگیرد اگر مجاهدین نبودند الان رژیم بمب اتم هم داشت و مردم جرات تنفس نداشتند این عقب نشینی و فضای آزاد کمی که در ایران ایجاد شده مدیون مبارزات مجاهدین است نباید به اشتباه فکر کرد رژیم تغییر کرده

 

نويسنده: محتبی

جمعه 6 بهمن1385 ساعت: 15:52

یعنی خدای " سیا " جون رجوی خائن و بی حیثیته. بسا رذالت و بیشرمی !!! خب خدایی که اونه ؛ بنده اش احمقی بیش از تو نمیشه.
خودتو مسخره نکن داداش. مجاهدینی وجود ندارند. یه فرقه سکتاریستی و به سرکردگی نیمچه مردی هوسباز که تمام ملت دستش رو خوندن و حناش جز برای سیبیل مبارکش و سر امثال شما رنگ نداره، خودشو میخواد به زور جا میزنه. نه داداش کور خوندین. دیگه 27 سال پیش نیست و امجدیه خواب و رویا یی دور از دسترسه. ملت قهرمان ایران با فرزندان دلیر و نیرومندش که درون همان آب و خاکند پیروزی و موفقیت بدست میارن نه یه مشت خوش نشین بر سر خوان دیگران. ای کاش مثقالی شرف داشت و صداقت !!! کسی به خواری این مرتیکه دچار نشه. حالا این روزای خوششه. باشد تا غروب همیشگی اش فرا رسد.

 

نويسنده: امیر

جمعه 6 بهمن1385 ساعت: 16:2

سیا سیا ،
هستی در حال تغییر و حرکته. همه چیز و همه کس تغییر می کنند. آقای عزیز، مردم ایران هم مردم 27 سال پیش نیستند. دست خیلی ها رو شده و براحتی نمیشه سر مردم کلاه گذاشت. مردم در آن آب و خاک روزها و شبها را سپری کردند و به آزادیهایی دست پیدا کردند و روزگاران بهتری را هم تجربه خواهند کرد. رجوی و یه مشت هوچی اطرافش قول یک ماهه و یکساله و ... داده بودند شکست بعد از شکست . افتضاح بعد از افتضاح. 27 سال گذشت و جز دروغ و نیرنگ و ریا و هوسبازی و ترور و وطن فروشی در پرونده و چنته اش نداره. لطفا" یه سری به فیلمها و نشتها و ارتباطاتش اینور و اونور بزن شاید کمی بیشتر فکر کنی و فریب نخوری. جوجه.

 

نويسنده: یک ایرانی

جمعه 6 بهمن1385 ساعت: 23:51

دوست عزیز آقا فریدون! واقعاً برات متأسفم که فکر میکنی اگه مجاهدین نبودند این یک ذره آزادی هم نبود! بخدا اگه این سازمان با اون به اصطلاح مبارزات مسلحانه و آزادیخواهانه اش! نبود این رژیم با توجه به مردم متمدن و با فرهنگ ایران و با توجه به اصالت آنها هرگز بیش از چند سال دوام نمیآورد و تا الان چند بار عوض شده بود. فکر میکنم تو اصلاً مجاهدین را نشناختی. اینها اصلی ترین دلیل دوام آوردن این رژیم تا الان هستند. کمی فکر کن! کی به این رژیم بهانه میداد که هر صدای مخالفی را با استناد به مبارزه مسلحانه مجاهدین در گلو خفه کند؟ کی باعث شده که رژیم بدون ترس اعدام کند و کی باعث شده که جناحهای مختلف رژیم در عین درگیریهای شدید با هم متحد باشند و یک حرف بزنند.
آقا امیر و نیز آقا فریدون! شما فقط یکذره اگر دقت کنید میبینید که خود افرادی که اینجا میآیند و کامنت میگذارند نمونه ای از خلق ایران هستند. شما وقتی یک حرف زشت درباره حسن آقا میزنید خیلیها برای شما کامنت گذاشته و در قدم اول شما را به تفکر دعوت میکنند و مثل خودتان انگ نمیزنند و نمیگویند که کسی که حرف مخالف زد مزدور است و...!!! کمی به خود بیائید و فکر کنید. مطمئن باشید که سازمان سراب است نمیتواند منشاء خیر برای ایران و ایرانی باشد.

 

نويسنده: امیر

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 13:45

یک ایرانی عزیز. من کاملا" با حرفت موافقم . نظر من هم هیچگونه همسویی با نظر فریدون نداره. عامل تمام گرفتاری های مردم ایران این باند همیشه رنگ عوض کن است. خوشا به حال خلق قهرمان ایران به خاطر داشتن عزیزانی مثل حسن . خاک ایران هرگز بدون قهرمان نخواهد ماند. مطمئنم که سازمان سراب است و منشاء هیچ خیرو برکتی برای ایران و ایرانی انیست. فکر قشنگ تو را می ستایم. شاید در ابراز نظر زیاد وارد نیستم اما منظورم بی کم و کاست همانی ست که شما ابراز نمودند. پایدار و تندرست باشید.

 

نويسنده: امیر

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 13:48

ببخشید در متن بالا چون عجله داشتم، در خط آخر بجای نمودید - نمودند تایپ شده. معذرت میخواهم. ایرانی عزیز سر بلند و برقرار باشید.

 

نويسنده: حقیقت طلب

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 16:37

علی امیر مجتبی سیا فریدون و.....

پست الکترونيک

 

نويسنده: ندا

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 16:49

علی سیا فریدون امیر و.....
مراقب باشید گول این دکان علیشاهی کثیف را نخورید اون در بهترین جا زندگی
میکند واگر روزی هم اوضاع تغییر کند این مزدور باز رنگ می بازد اطمینان داشته
باشید .

پست الکترونيک

 

نويسنده: یک ایرانی

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 20:3

با سلام و معذرت از آقا امیر.
من در کامنت قبلی که گفته بودم فریدون و امیر منظورم فریدون و علی بودند. باز هم از اینکه به اشتباه شما را متهم به ناسزاگویی به حسن آقا کردم معذرت میخواهم.
با آرزوی موفقیت برای همه.

 

نويسنده: امیر

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 20:44

ندا خانم،
علیشاهی قهرمانی ست که سالها در درون روابط فرقه رجوی زندگی کرده. وجدانش به دادش رسیده و بخاطر صداقت و انساندوستیش نجات پیدا کرده و پرچم پر افتخار مقاومت خلق ایران را بر افراشته. مزردور رنگ عوض کن رهبر فرقه مجاهدین و " قجر المولوکه " که در پیشگاه مردم قهرمان ایران حیثیت باختند. خدا شفات بده و هدایت کنه.

 

نويسنده: mahdi

يکشنبه 8 بهمن1385 ساعت: 11:37

عجب آشفته بازاری شده این اظهار نظرهای شماها
من نه مزدور وزارت اطلاعاتم نه هم سلک رجوی اما به ندا و فریدون و علی می گم چشماشونو بیشتر باز کنن واقعا رجوی کیه که شماها فکر می کنین ملت ایران رو نجات می ده یا نجات خواهد داد
کسی که نتونه جلوی شهوت خودشو بگیره کسی که برای پول بیشتر و ادامه ی حیات ننگینش با دشمن ملت ایران هم قسم بشه آیا واقعا رهبر مقاومته؟
رجوی ها بدبخت تر از اونی هستن که بتونن در معادلات آینده ی ایران نقش آفرینی کنن .باور کنید فلاکت و آوارگی برادر مسعودتون تمومی نداره ...

پست الکترونيک

 

 

 

 

نويسنده: سلام

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 0:51

با سلام و آرزوی توفیق برای این وبلاگ بزرگ

 

نويسنده: تقی

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 1:2

پیشنهاد میکنم همه چه طرفدار و چه مخالف مجاهدین نظرات پست قبلی را بخوانند

 

نويسنده: امیر

شنبه 7 بهمن1385 ساعت: 20:49

قجر، نه به اون کاسه ای که دست گرفته و در غیاب رئیست صدام اینطرف و آنطرف می چرخونی و نه به این روسری های الوان پرده ای که سرت می کنی ! کمتر ولخرجی کن.

 

نويسنده: هاشم

يکشنبه 8 بهمن1385 ساعت: 3:19

مریم رجوی در مراسم برای آبه پیر با همه مردان دست داد خودم در تلویزیون مجاهدین دیدم آیا او مسلمان است و آیا از نظر اسلام انقلابی این اشکال ندارد؟؟؟؟؟؟

 

نويسنده: mahdi

يکشنبه 8 بهمن1385 ساعت: 11:18

بهزاد جان ایول به اینهمه ذوق و شلیقه ای که داری من واقعا از نوشته هات لذت میبرم
همه ی نوشته هات بی عیب و نقصن فقط یکم ب نظمی و هر روز مطلب نمی زنی
موفق باشی.مهدی

پست الکترونيک

 

نويسنده: mahdi

يکشنبه 8 بهمن1385 ساعت: 11:20

دیدی چی شد ؟
منم به سبک بچه های شورا سلیقه رو شلیقه تلفظ کردم
باید بیشتر از اینا مواظب باشم

 

نوشته شده توسط حسن زبل در |


نويسنده: دلدار شنبه 16 ارديبهشت1385 ساعت: 21:11
دست مسعود اقا درد نکنه خوب بود
 

نويسنده: امیر شنبه 16 ارديبهشت1385 ساعت: 23:12
اقا مسعود مرسی
 

نويسنده: زهرا شنبه 16 ارديبهشت1385 ساعت: 23:12
بابا ایوالله
 

نويسنده: سارا شنبه 16 ارديبهشت1385 ساعت: 23:13
اقا مسعود خواهش دارم بازم بنویس
 

نويسنده: سینا يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 0:22
واقعا که ! راستی این جیغ و داد حسین مدنی را هم یکی یه جایی چاپ کنه
 

نويسنده: هاشم يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 0:23
این کسی که تو سایت مجاهدین نوشته ما ندیدم بلغاری ها رو بهشون بگو از فردا میبینی
 

نويسنده: خسرو يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 0:25
من برای شما متاسفم برای همه کسانی که پشت این مزدوران را میگیرند هم متاسفم برای یک خبر جعلی که اینهمه ساز و دهل نمیزنند اصل این خبر را که شنیده که دیده مگه این مسعود شما که براش کف میزنید زبان بلغاری بلده ؟ یا بلغارها زبان آخوندی بلدند .
 

نويسنده: حمید يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 0:43
ببین خسرو خل باشی خبرگزاریها ی همه کشورها به انگلیسی هم سایت دارند لازم نیست برای مراجعه به خبرگزاری چین چینی بلد باشی یا برای خوندن اخبار مربوط به عراق عربی بلد باشی با انگلیسی هم میشه . اگه اینطور بود برای خوندن خبرای مربوط به مجاهدین همه باید زبان پاچه خواری مریم رجوی را بلد بودند . نه نیاز نیست برو یه کم چیز یاد بگیر اگه مسولانت بفهمند میای تو این وبلاگ و سایت ها میچرخی گوشت را میگیرن ها برو عمو اینجا ها نظر هم نده برو برا اون زری خانم نظر بده . ازش هم فقط تعریف کن .
 

نويسنده: مسعود يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 3:6
خسرو جان ما که تلفن نداریم شما که داری یک زنگی بزن!.
یک لینک به سایت یکی از خبرگزاری های بلغارستان ضمیمه گذاشتم. به انگلیسی نوشته و اینترلینک فقط ترجمه اش کرده (ببین چه وحشتی از دو جمله ترجمه به جون قمر خانم افتاده که مبادا هوادارا در خارج بفهمند (حالا فکر می کنی چند تا مونده که این همه واهمه داری). تازه یک شنبه است و وقت هست می خواهم مطالبش در سایت همبستگی بعث و اسرائیل در مورد بی بی سی رو هم که امروز بالا آورده به انگلیسی ترجمه کنم بفرستم برای همون هایی که خودش می دونه و خیلی هم ازشون حساب می برده و اسمشون که میاد خبردار وا می ایسته).
توی قسمت جستجو در همین سایت کلمه "اشرف" رو وارد کن (به لاتین نه به فارسی قربون شکل ماهت برم اذیتمون نکن) مطالب مختلف بترتیب تاریخ میاد.
راستی یک نسخه هم بفرست برای قمر خانم سواد درست و حسابی که می دونی نداره نفراتش هم که بیچاره ها با شش هزار چشم (حدود سه هزار نفر بفرض که همه دو چشم براشون مونده باشه) صد و خرده ای آدم نظامی رو تو یک وجب خاک قرارگاه نمی بینن. به هر حال خدا آخر و عقبت تو و من و این سه هزار تا کور و کرو جمعا به خیر کنه.
  وب سايت

نويسنده: م ح يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 3:10
راست ميگن خسرو خله برو تو سايت (زري) اونجا پاچه خواري كن يه چيزي هم گيرت مياد.
 

نويسنده: مهیار يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 13:39
چی شد خسرو بالاخره چیکار کردی ؟ رفتی بخونی یا نه ؟
 

نويسنده: هوشنگ يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 14:18
ببین مهیار جان این خسرو که نمیتونه هر وقت خواست بیاد پای اینترنت باید بهش اجازه بدن یا به یه بهانه دیگه بیاد پس فعلا بهش نگو چیکار کردی هنوز کاری نکرده !
تازه اون که مسعود بهش گفته انگلیسیه این که فارسی اش هم خوب نیست چه رسه به انگلیسی
 

نويسنده: میترا يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 14:45
بواقع این خسرو و این وضعیتش جای دلسوزی داره نه اینکه بهش بخندیم و یا او را مسخره کنیم و یا خدای نکرده ازش عصبانی بشیم خسرو نشانه و مشتی از خروار و میشه گفت بینیه خواهر مریم است یعنی دست پرورده انقلاب مریم رجوی تمام کسانی که توی اشرف هستند همین وضعیت خسرو را دارند یعنی اینقدر در عین حالی که کورکورانه حرفهای و دروغهای سازمان را باور میکنند بخودشان اجازه نمیدهند که مستقل فکر کنند و یه لحظه خودشان بیندیشند مسائل سیاسی را برای این افراد سازمان چنان ساده کرده و چنان با خرافه و مقدرات آسمانی گره زده که اینها فکر میکنند اگر خلاف سازمان فکر کنند و بخودشان این جرات را بدهند کفر کرده اند و تقدیر آنها عوض میشود این خسرو هم باور کنید بابت همین خلافی که مرتکب میشود و به این وبلاگ و احتمالا سایتهای جدا شده ها سر میزند هر لحظه دچار عذاب وجدان است و یک روزی در نشست عملیات جاری اعتراف میکند که من وقتی قرار بود تو اینترنت کار مشخصی بکنم به سایت های جدا شده ها هم سر میزدم که بعد اونا هم بهش فحش میدن که بیشرف تو از اعتماد سازمان سوأستفاده کردی و یا یکی از دوستانش قبل از اینکه او خودش اعتراف کند او را لو میدهد. برای همین میگویم این خسرو یک تراژدی در عصر ماست یک نفر از کسانی که اسیر تورهای نامرئی عنکبوت فرقه ای شده و باید نجاتش د ادخدا کمکش کنه که خودش هم به عقل بیاد
 

نويسنده: خسرو يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 20:2
من همیشه پای اینترنت هستم به کوری چشم شما ما اینترنت داریم برای خودتان هم دلتان بسوزد که در گمراهی هستید
 

نويسنده: خسرو يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 20:6
الان سه روز است که در سایت ایران اینترلینک نوشته از فردا کنترل اشرف به دست بلغاری ها می افتند پس این فردا کی است ؟ دروغگو کم حافظه هم میشود .
 

نويسنده: سلیمان يکشنبه 17 ارديبهشت1385 ساعت: 21:5
راست می گوید. نوشته فردا کنترل اشرف به دست بلغاری ها ... بعد زیرش هم نوشته خبرگزاری سوفیه 5 ماه می. بنظرم به این ترتیب فردای 5 ماه می یعنی 6 ماه می رسیده و کنترل هم به دست بلغاری ها افتاده باشد. زمان و وقایع مربوطه در جهان خارج از ذهن جلو می رود ولی بنظرم خسرو و دوستانش در دیروز گیر کرده باشند و یا این که آرزوی دیروز گیر کرده باشند.
 

نوشته شده توسط حسن زبل در |
بنظر شما و با توجه به ورود نیروهای ارتش بلغارستان به قرارگاه اشرف و ... انحلال این سازمان و انتقال آن ها به محل های دیگر از طربق سازمان ملل و صلیب سرخ چقدر طول خواهد کشید؟
کمتر از شش ماه
کمتر از یک سال
کمتر از دو سال
هیچ وقت

برگه نظر سنجی در پایین و بالای سمت چپ وبلاگ قرار دارد

نوشته شده توسط حسن زبل در |
 

پنجاه نفر مورد سئوال قرار گرفتند که نتایج به شکل زیر است

نظر سنجی }
 

باباقیمانده اعضای سازمان مجاهدین چه برخوردی باید داشت؟
باید آنها را آگاه کرد ( 30رای، 60%)
باید آنها را به محاکمه کشاند  ( 6رای، 12%)
خودشان به حقیقت پی میبرند  ( 14رای، 28%)

عنوان نظرسنجی: با اعضا مجاهدین چه باید کرد
تاريخ شروع نظرسنجی: 1384/12/8
مجموع نظرات: 50
آ
نوشته شده توسط حسن زبل در |