تبليغاتX

حســــــــــــــن زبـــــــــــــــــــل
بعد از تسلط آمریکا بر عراق اولین بار بود که درهای پادگان مجاهدین به روی غیر خودی ها میخواست باز شود ؛ پادگان های اهدایی صدام حسین دیگر برای آنها امن نبود هر آن ممکن بودآمریکایی ها وارد شوند و بخواهند بازرسی کنند . مجاهدین به فرمان مسعود رجوی قرار بود از فردای سقوط صدام برای آمریکایی ها یا بقول مسعود رجوی "صاحبخانه جدید" خوش خدمتی کنند ؛ او میگفت صاحبخانه جدید توانش هم بیشتر است و بیشتر به ما کمک میکند تا به قدرت برسیم ؛ او اسم این خط را گذاشت " پیش گرفتن خط موازی با آمریکا " اما لازم بود که سابقه دشمنی مجاهدین با آمریکا از بین برود ، پس آنها مدارک را از بین بردند و سوزاندند و همچنین با نوشتن کتاب ها و مقالاتی سعی کردند بعضی کارها را که تا دیروز به آن افتخار میکردند مثل ترور سرهنگ های آمریکایی به گردن سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر بیندازند . شرحی از این سند سوزی را از زبان "حسن پیرانسر " عضو قدیمی و با سابقه سازمان که اکنون در فرانسه به سر میبرد بشنویید .
توضیحات حسن پیرانسر به فارسی

توضیحات حسن پیرانسر به انگلیسی


نوشته شده توسط حسن زبل در |

majid
















آقای مجید روحی بعد از سالها اسارت در اشرف مدتی است که به پاریس آمده ،او در این گفتگو از، عقایدش وقتی به مجاهدین پیوسته بودواز مجاهدینی که در عراق دیده و از..........

فایل صوتی و عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |


نامه به عزیزی گرفتار در اشرف  و در اسارت فرقه رجوی از طرف یکی از اقوامش تا شاید از این طریق خبر یابد که کسانی چشم براهش نشسته اند

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |


سمیرا محمدی

با آتش پیکرشان را گرم میکنند
با آتش پیکر دیگران؛
میسوزانند که نسوزند
و
میکشند که بیشتر زنده بمانند ؛ زنده میمانند که بیشتر بسوزانند

نوشته شده توسط حسن زبل در |
مطلبی از سایت کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی


متن فارسی نامه کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی به سناتور پاتریک وان کرونکل سون، و سناتور درک کلاس، ازنمایندگان مجلس سنای بلژیک

آقایان پاتریک وان و درک کلاس با سلام وتشکر بخاطر نگرانی شما در باره مسائل ایران......


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

سمیرامحمدی

چیزی که نان را و نمک رابه قسم بدل میکند
و مهمان را برکت خانه و
عشق را افتخار میداند .
چیزی که صداقت را گوهری میسازد گران
وچیزی که از شرم ،زیبایی می آفریند ؛
قانون شیرین انسانیت است .
اما
هستند کسانی که نانشان را در خون دیگران،و نمکشان برزخم همان دیگران است
کسانی که مهمان را می ربایند و
عشق را منع میکنند
کسانی که از صداقت در هراسند و
از شرم، بی بهره ؛
این قانون تلخ قدرت است .
نوشته شده توسط حسن زبل در |
  ه. فرساوند

مسعودرجوی درزمان حیا ت دریکی ازسخنرانی هایش درجمع زنا ن اشرف گفت:: این شمائید که برای من ماندگار هستید....

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در

سمیرا محمدی

از فرصت پیش آمده برای شناخت مجاهدین بیشترین)و بهترین) استفاده را کردم ( با بیشترین علاقه مندی) نه به این خاطر که در اطرافم زیاد با این پدیده روبه رو شده باشم و نه به این خاطر که تبلیغات مجاهدین یا مخالفین آنها کنجکاوم کرده باشد( تا امروز با این نوع تبلیغات هم روبه رو نشده ام ) و حتی نه به دلیل بیکاری یا وقت زیاد ( سرم از همیشه شلوغ تر است ). بیشترین و بهترین استفاده را کرده ام چرا که فکر میکنم هر سازوکار و هر جمع عضو پذیری که اعتقادات و سمبلها و زبان و مراسم و فرهنگ خاصی بهم میرسانند و سعی میکند با قرنطینه کردن اعضا آنها را قالب بندی کنند ؛حتمن و حکمن خطرناکند، اگر این جمع عقاید مذهبی داشته باشد خطرناک تر است و اگر رهبر فرا انسانی داشته باشد خطرناکی اش بیشتر میشود و باز وای اگر که  خشن باشد و نسبت به مخالفان سخت گیر و اگر مجوزشرعی و انقلابی هم برای خشونتش داشته باشد که دیگر هیچ ،

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

این نامه دوم آقای مجید آمر طوسی است که برخلاف انتظار ایشان گم و گور نشده و عین مطلب ارسالی درج میشود ؛کلیه نقطه گذاری و غلط املایی مربوط به متن اصلی است .

مجید آمر طوسی

دوستان عزیز جداشده از مجاهدین انتقادات من بریک منوال منطقی و مشخص بود که ارائه کردم و منتظر بودم با آن همه شعار که در باره گفتگو و لازم بودنش و مناظره میدهید به سئوالات و بحث من هم پاسخ بدهید اما متاسفانه پاسخی دریافت نکردم ...........

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

شعری از سمیرا محمدی

به یاد وبرای قربانیان سرکوب درونی در سازمان مجاهدین ودر گرامیداشت هشتم آوریل روز قربانیان ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

انتقاد به بهزاد علیشاهی و بقیه جداشدگان از سازمان

مجید آمرطوسی

دوستان عزیز من انتقاداتی به شما دارم که امیدوارم با بغض و نفرت شما مواجه نشوم و حتی پاسخ هم دریافت دارم .......... 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط حسن زبل در |
عکس و امضای خانم محمدی به درخواست خودشان حذف شد لطفا در صورتیکه از عکس ایشان در سایت یا وبلاگی استفاده کرده اید نسبت به حذف آن اقدام کنید . با تشکر


تقدیم به همه جداشدگان از سازمان مجاهدین آهوان گریخته از چنگ صیاد ، که صیاد مدام نفرینشان میکند....

شکارچیان آهو
زیباترینشان را نشانه میروند .
دل میسوزانند اگر آهویی در دامشان باشد .
و لعنتش میکنند اگر بگریزد.
و تو آهوانه گریخته ای چرا که این نفرینها؛
نفرین شکارچی است به بدشانسی خودش؛
خوشا به آهوان ؛
که شکارچی شان ، همیشه  نفرین گو  ست .
نوشته شده توسط حسن زبل در |


هدیش فرساوند... تلاشگرحقوق زنان......... 2008-04-12
هم اکنون حدود هزارزن دربرزخی از ناامیدی- بی آ یندگی روزهای زندگی شان را دراسارتگاه اشرف به هدرمی دهند تا سرکردگان فراری وبجا مانده این فرقه پلید چنین وانمود وتبلیغ نمایند که این زنان هستند که با دردست گرفتن رده های بالای مسئولیت باعث ماندگاری این دژ ایدئولوژیکی شده اند.......

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

بهزاد جان سلام مجدد.

بنظرم شما شده ای سرپل بنده و بقیه دوستان. ببخشید و دستت درد نکند.

آمده بودیم با یکی دو تا از دوستان جدید الورود به کاظمین. دلمان باز شد و یاد شما کردیم. ........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

 

بهزاد جان سلام،

خط تلفنی بدست آمد و در میان کارها گفتم سلامی بکنم به همه دوستان. حالا ببینیم این خط تا کجا بکشد.

با یکی از دوستان که خودش تازه از اشرف نجات یافته امروز برای کاری برگشتیم  بغداد و جای شما را در کنار ساختمان جلالزاده و سیفی خالی کردیم. "مجاهد محله" بدون "سایه صدام حسین" عجیب و غریب می نماید........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

مطلب رسیده

بياد مي آورم که برادر مسعود رهبري سازمان ، بزرگترين خطر را بحران دروني و  خطور مطالب نامطلوب به ذهن نفرات ذکر ميکردند و از اين مسئله بعنوان خطرات "حمل تناقض" ياد مي کردند ، هر چند هر روز ما مجبوريم که در جلسات عمليات جاري و بعد غسل هفتگي نسبت به کارهاي نکرده که به ذهنمان خطور کرده هم اعتراف کرده و حتي تعهدنامه کتبي امضاء کنيم که ديگر از اين فکرها نکنيم ولي باز هم نمي شود ..............


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

از وبلاگ شوخی و جدی

با قلبی پر از اندوه خبر نا بهنگام انتشار گزارش جامعه ارزیابی اطلاعاتی آمریکا"NIE"درباره خودداری ایران از ادامه فعالیتهای نظامی هسته ای و پس از آن، در خواست مذاکره آمریکا با ایران را از خبرگذاری های صهیونیست و استعمالگر شنیدم .و همچنین در نشریات امپریالیسم خاک برسر خواندم.

بدین جهت به آن گروه ازهوطنانم که شدید تر از افراطیون آمریکائی طی سالها به تحریک دولت آمریکا برای حمله به ایران پرداخته، بوی کباب شنیده و نمی دانستند حتی خر هم داغ نمی کنند . آنها که خیال می کردند پس از بمباران ایران توسط نیروهای نظامی آمریکا و کشته شدن ملیونها انسان و خرابی های جبران ناپذیر برای صد ها سال، به مال مقامی خواهند رسید..... متن کامل را از لینک زیر بخوانید

وبلاگ شوخی و جدی

 

 

 

نوشته شده توسط حسن زبل در |
رجوی، ابریشمچی و شماعی زاده در کاخ سفید

سیمون هرش به نقل از منابع خبری خود خبر داد به احتمال قوی مریم رجوی و مسعود ابریشم چی نیز در مراسم عروسی دختر بوش که در کاخ سفید برگزار می شود؛ شرکت خواهند کرد. کارشناسان احتمال می دهند سرنخ این خبر در خروج زودهنگام سران مجاهدین برای مبارزه با امپریالیسم باشد.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

نامه ا از یک دوست

میرزای ایرانی  جوانک جویای حق  mirza2030@yahoo.com 

www.mirzayairani.blogfa.com


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

ناهید  . ا

با سلام به خانم بزرگوار ، صبور ، بانجابت و شریف ، میترا یوسفی

میترای عزیز من فقط یکبار و آنهم فقط چند دقیقه شما را زیارت کرده ام ؛ البته دوقسمت مصاحبه شما با تلویزیون پیوند را هم دیده ام ، و مطمئنم که  ............

 

نامه و چند عکس از خانم یوسفی را در ادامه مطلب ببینید و بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

سلام حسن آقا من یک معلم مقطع ابتدایی هستم میخواستم کمی در باره اعتراضات اخیر معلمان درد دل کنم....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |
 

جناب آقای علیشاهی عزیز سلام. خسته نباشید
امشب در ساعت هشت شب بوقت فرانسه روی کانال یک.........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |
چند نفر از ملوانان بریتانیایی در ایران

ملوان زن انگلیسی گفت احساس میکردم میخواستند به من تجاوز کنند....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |

۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۳۸ , ۱۹
خبرگزاري انتخاب :
تروریست: کسی که اقدام به ترور دیگران می کند یا معتقد به چنین شیوه ای است. کسی که محکومش می کنیم، اما از کاری که می کند خوشمان می آید. کسی که فکر می کند مشکل به این سادگی قابل حل است. موجودی که ظاهرا مثل ماست، اما باطنا همان کاری را می کند که ما ظاهرا می ترسیم ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |
با عرض معذرت از دوست خوبم میرمحمد رضا محمدی بخاطر دیر شدن درج مطلبشان در این وبلاگ لطفا نظرات خود را به آدرس ایشان در انتهای مطلب ارسال فرمائید

  نوروز فقر ،فخر            میرمحمد رضا محمدی

و حال امروز ثانیه ها همچون روزهای گذشته رو به سوی جلو می روند تا ساعت ها و روزها یی دیگر را خلق کنند تا من به پنجره ای دیگر از کران بی کران عالم برسم دریچه ای که فراسوی آن دریای آبی بی پهنای زندگی در آن به چشم می خورد  و خورشید روشنایی امید همه جا را  با تشعشع طلایی رنگ خود کیمیا گری کرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن زبل در |
به نام خدا و خلق خدا
در هفته‌اي كه گذشت، بار ديگر دست استعمار و استثمار از آستين يك وب‌سايت به در آمد و سرسپردگان ارتجاع سياه بر آن شدند تا با انتشار فيلم جنبشي دو تن از نمايندگان پارلمان اروپا با برادران و خواهران مجاهد در قرارگاه اشرف، بر دامان سپيد مجاهدان اسلام ناب بعثي لكه‌اي ديگر بپاشانند. اما زهي خيال باطل! هر كس نداند، همه مي‌د انند، برادران و خواهران مجاهد ما، كه دوشادوش قهرمان بزرگ اسلام و ايران، برادر صدام حسين، مجاهدت‌ها كردند و خون‌ها دادند، هرگز بر گرد كاري كه با «خودسازي انقلابي» و ايدئولوژي‌هاي خلقي ـ اسلامي ـ ماركسيستي ـ ماترياليستي ـ شيعي همخواني نداشته باشند، نمي‌چرخند. آن كساني كه به خيال باطل خود مثلا برمي‌دارند فيلم قر و قمبيل و جنبش باسن و لرزش پيراهن مجاهدين نستوه با نمايندگان آزادي‌خواه پارلمان اروپا را از رسانه هاي سرسپرده‌شان پخش مي‌كنند، آيا واقعا نمي‌دانند كه خواهران مجاهد ما حتي در اروپا هم به حجابشان شناخته مي‌شوند، چه رسد به سرزمين نزول رفيق صدام؟ در سايه پايمردي‌ها و پايزني‌هاي اين عزيزان، هم‌اكنون هر توريستي كه در ونيز يا پاريس بانوي روسري بر سري را مي‌بيند كه با يك كاسه به نزد آنها مي‌آيد، فورا مي‌فهمد كه با يك مجاهد طرف است كه بايد براي براندازي رژيم آخوندي چند دلاري سرفه كند و چنين است كه اسلام مجاهديني تبديل شده است به مايه رعب و وحشت توريست‌ها! آن‌وقت برمي‌دارند فيلم رقص منتشر مي‌كنند. گيريم كه اصلا بوده، اين‌كه شما مقصود سرودهاي انقلابي را نمي‌فهميد و آنها را با ترانه اشتباه مي‌گيريد و يا معناي رژه و نمايش ايدئولوژيك را درك نمي‌كنيد و فكر مي‌كنيد اينها رقص است، آيا اينها دليل مي‌شود كه اعمال داهيانه مجاهدين بزرگ را با ذهن‌هاي ابتدايي، ناپخته، غيرايدئولوژيك و رياضت‌ناكشيده خودتان مقايسه كنيد؟ آري. چگونه ممكن است شما دريابيد كه در آنجا كه مي‌خواند «دندون دندونم كن، با دندون دون دونم كن» دارد از قول يك مجاهد نستوه به زندانبان بي‌رحم مي‌گويد «حتي اگر بند بند اجزاي مرا به نيش بكشيد، و زير شكنجه قطعه قطعه‌ام كنيد، من دست از آرمان‌هاي خود برنمي‌دارم»؟ آيا توان فهم آن را داريد تا بدانيد وقتي مكبر و مؤذن بزرگ خلق، بانو مرضيه مي‌فرمايد: «امشب شب مهتاب است حبيبم را مي‌خوام، اگر حبيبم خوابه، طبيبم را مي‌خوام» در حقيقت دارد روابط افلاطوني برادر مسعود و خواهر مريم و نظريه ازدواج و انقلاب ايدئولوژيك را تشريح مي‌كند؟ آيا حتما بايد به شما هم اعلام كرد اسم سازماني برادر مسعود، «باباكرم» است تا آن گاه بفهميد چرا چند بار تمام سالن با شنيدن نام «باباكرم» از انفجار صداي «دوستت دارم» پر مي‌شد؟

 ... ننگ بر ارتجاع باد، ننگ بر رژيم آخوندي. پاينده باد اميد خلق جهان برادر مسعود و رئيس‌جمهور مريم

نوشته شده توسط حسن زبل در |
 
اینم یه وبلاگ که اتفاقی دیدم وبلاگی که لطف کرده و مطالب حسن زبل را هم درج کرده

http://nabavi-online.blogfa.com/post-1.aspx

 

نوشته شده توسط حسن زبل در
 

دیکتاتورها همه مثل هم هستند به قدرت رسیده یا نرسیده...

شعر زیر از اسماعیل وفا یغمایی است که در بعد از مرگ پینوشه سروده ؛ از آنجا که شاعر به خوبی با خلق و خوی دیکتاتورها آشنایی دارد و خود نیز یکی ازشاعران مداح در یک تشکیلات دیکتاتوری است , بخوبی دیکتاتور ها را توصیف کرده . تمام شعر عینا از وبلاگ خود شاعر است حتی کلمات زشت و غیر اخلاقی ( پس لاجرم بابت آنها پوزش خواهی نمیکنم بماند برای خود شاعر) تنها کارهایی که من روی  شعر انجام داده ام اینهاست .

1-     شعر را کپی چسبان کرده ام

2-     چون پینوشه مرده و پشت سر مرده حرف زدن هم خوب نیست شعر را به مسعود رجوی تقدیم کرده ام و پنداشته ام که شاعر برای مسعود رجوی آن را سروده است

3-     به کامپیوتر فرمان دادم که هر جا اسم شیلی هست به ارتش آزادیبخش تبدیلش کند

4-     شعر را کوتاه کردم و تکراری ها را حذف کردم.

و نتیجه شد این شعر زیر که بخوانید.

بدرود دیکتاتور!

اسماعیل وفا یغمایی

ــــــــــــــــــــــــــ

عشق را به بازی گرفتی

و آفتاب را ؛

ابرها را به نمک الودی

 آبها را به زهر،

و آینه ها را

به غباراستخوانهای زیباترین زنان،

تو شبان بودی!

تو ارتش آزادیبخش را دوست داشتی

باور می کنم که تو ارتش آزادیبخش را دوست داشتی

چون  دلارا ترین چراگاهی پرغوغا در روز 

وچون زیباترین اصطبلی خاموش در شب

 در امتداد وبر لبه اقیانوس،

وگواهی می دهم که تو مردم را دوست داشتی!

نه ایستاده و راست قامت،

بل چون گله هائی عریان از مرد وزن وکودک

با زنگوله هائی بر گردن

باباسنهائی مضحک و بر افراشته در آفتاب!

و در حال چرا، در صفوفی مواج و بع بع کنان

 که سگان آهنین تیز دندان تو آن را به پیش برانند،

بدرود دیکتاتور!.

 

چون بودی تو

می خواستی تمام بودن، تو باشی!

می خواستی تمام هستی تو باشی!

{ در تو به سفر میروم دیکتاتور!

در طول تو و در عرض تو

در درازا و پهنا و ارتفاع و ضخامت زمان و روان }

تو می خواستی که:

تو باشی که هر سپیده دم بر بامها طلوع کنی

تو باشی که در بدر کامل ماه کامل شوی

تو باشی سوسوزنان بر فراز بامها

تو باشی موجهائی که بر سواحل تن ایران تن می کوبند

تو باشی رودها و جویبارها

تو باشی صدای ناقوسها

تو باشی آوای پرندگان و سرود گیتارها

تو باشی تمام درفشها و پرچمها و پلاکاردها

تو باشی بر تمام سفره ها

بر تمام دیوارها

بر تمام لبها

در تمام شعرها

در تمام بسترها،

تو باشی تمام مردانی که می گایند*

تو باشی تمام زنانی که بار می گیرند

تو باشی تمام کودکانی که زاده می شوند

و اما توباشی تنها کسی که نمی میرد!

و دریغا که خلوت صادق آبریزگاه مجللت

وصدای شجاع گربه وار باد روده هایت

{ پیش از آنکه گلوله ای در مغزش بنشانی!! }

فنا پذیری ترا به تو یاد آور شد

که تو نیز مانند دیگران می تیزی!

و لاجرم بزودی

 میمیری!

پس بدرود دیکتاتور!!.

 

در سودای قدرت،

 تمام قدرت!

شلاق برخون و چشم مردمان کوفتی

بر بینائی و شنوائی و بویائی ارتش آزادیبخش

بر چشائی و توان لمس وحس،

در سودای قدرت،

تمام قدرت!

خود را به تمام رنگها آراستی

وپر رنگ و پر رنگ تر شدی

تا دیگران کمرنگ و کمرنگ تر شوند

و پیرامون تو هیچ نماند جز تو وآنکه به فرمان توست!

می خواستی

تنها نام باشی و تنها تصویر!

تنها راه باشی و تنها مقصد!

می خواستی

تمام ذهن ها و زبانها تکرار ذهن و زبان تو باشند

تمام نگاهها امتداد نگاه ترا دنبال کنند

تمام چشمها آنچه را تو می بینی ببینند

تمام گوشها آنچه را تو می شنوی بشنوند،

در سودای قدرت،

 تمام قدرت

مسلسل چیانت عروسکها و بستنی های کودکان را به رگبار بستند

بمب گذارانت ساده ترین آرزوها را منفجر کردند

و بادبادکهای رقصان در آسمان را به زیر کشیدند

و در سودای جاودانگی

چون ستونی از خارا

تکیه زده بر پرچمها و ناقوسها

تکه ای از زمان را به پولاد و سنگ مذاب آلودی

تاحجاران و تراشکاران

نام و نقش ترا بر آن نقش زنند

و حجاران و تراشکاران

نام و نشان ترا بر آن نقش زدند

بدرود دیکتاتور!

 

 من در انتهای حقیقت

و از تمامی تاریخ آموخته ام که:

 دیکتاتورها اگر فراز آیند

اگر فراز آیند

طباخان چیره غذایشان را خواهند پخت

نعلبندان ماهر اسبشان را نعل خواهند کرد

خیاطان با تجربه شنلهاشان را خواهند دوخت

سربازان مومن از کاخهاشان نگهبانی خواهند کرد

شاعران انها را خواهند سرود و نوازندگان خواهند نواخت

توجیه کنندگان آنان را توجیه خواهند کرد

قاریان آنان را قرائت خواهند کرد

ولاجرم دوالپایان دوال برگردنها سفت کرده

مظلوم و مطمئن و با کامیونهائی انباشته از امدادها و دلیلها

وبه مدد پرچمها و ناقوسها و کتابهای آسمانی

وجهل مظلوم وظلم تیز هوش

عمری دراز خواهند کرد

پس تمام شمعها را روشن کنیم

و تمام حقیقت رابدانیم،

بدرود دیکتاتور!

 

10 دسامبر 2006 میلادی

 

نوشته شده توسط حسن زبل در |
 
نامه ای از کمپ تیف ( جدا شدگان از سازمان مجاهدین در خاک عراق که در تحصن هستند ) در باره خودسوزی و مرگ یاسر اکبری نسب در اشرف ( اردوگاه تحت کنترل و زیر فشار فرقه مجاهدین )

نوشته شده توسط حسن زبل در |

جامعه ای بدون نفرت

کریم محصص

۱- در جریان خشونت های سی ساله گذشته ، دست چه کسی خون آلود نشده است ؟ دامن کدام بلند دامنی پاک مانده است ؟ کی توانست و نه کشت؟ اگر مجاهدین خلق  هم دیگران را کشتند  و هم خود را سوزاندند ، اگر طالبان به قصابی های خونینی دست زد. اگر خلقی ها، افغانستان را به رنگ پرچم شان می خواستند ، اگر ... همه این ها به تاریخ پیوسته است.

 امروز اگر بخواهیم جامعه ای آرام ، متعادل و با ثبات بسازیم ، باید همدیگر را ببخشیم. از خون هم بگذریم و از جان هم. روی همدیگر را ببوسیم و همدیگر را در آغوش بگیریم. ظاهر شاه و نور محمد تره کی و حفیظ الله امین و ربانی و سیاف و ملا عمر و خلیلی و .... همه به تاریخ پیوسته اند. سیاف امروزی ، سیاف صلح دوست و وطن پرست است. آن شرایط بود که از آقای سیاف ، یک جنگ جوی خون آشام ساخته بود. او باید می کشت تا خودش زنده بماند. امروز باید کمی به شرایط خود بیشتر دقت کنیم. ما به صلح نیاز داریم و برای برقراری صلح ناگزیر باید گذشت داشته باشیم . ما باید جامعه ای عاری از نفرت بسازیم. جامعه ای که در آن هیچ کسی به جای محکمه تصمیم نمی گیرد. هیچ کسی همیشه در حال قرائت رای محکمه شخصی اش علیه افراد و سازمان ها نباشد. بگذارید منتظر بر پایی محکمه عادلانه باشیم. حتی اگر این محکمه هیچ وقت برگزار نشود. خون هایی که ریخته شده است، نباید باعث آن شود که احساسات ما خون های بیشتری را بریزد. بیایید افغانستانی عاری از خشونت بسازیم.